طبيعت مرد
'  Outdoor Man  '
سه‌شنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٦
پرواز عكاس آمريكايي بر فراز آسمان كوير ايران

بيشتر عكاسان غربي كه به ايران مي آيند و سختي گرفتن ويزا و مجوز عكاسي را پشت سر مي گذارند، جاهاي مشخصي را از قبل در نظر گرفته اند كه در زمان كوتاه اقامت شان در ايران دوست دارند حتما به همه آنها سر بزنند

مقصد اين عكاسان كه كم و بيش شبيه است، سوژه هايي مانند نمازجمعه تهران و تظاهرات احتمالي بعد از آن، نقاشي هاي ديواري، زنان چادري و كافي شاپ ها را در بر مي گيرد.

اما مقصد جورج اشتاينمتز، عكاس و خلبان آمريكايي كه با پاراگلايدر موتور دار خود به ايران آمد، كوير ايران بود..

جورج اشتاينمتز متولد ١٩٥٧ در بورلي هيلز آمريكا است. او در دانشگاه استانفورد، جغرافي خوانده است. پس از تحصيل، ظرف هجده ماه با سوار شدن به خودروهاي عبوري جاده ها به بيش از بيست كشور آفريقايي سفر و عكاسي كرده است.

عكس هاي او مرتب در مجلات نشنال جئوگرافي و جئو و گهگاه در مجلات تايم، فورچون و اشترن چاپ مي شوند.

از سال ١٩٨٧ كه اولين عكس هاي او در مجله نشنال جئوگرافي چاپ شد، تا به حال بيش از بيست مقاله تصويري كه سه تاي آنها عكس روي جلد اين مجله بوده، از او منتشر شده است.

گزارش تصويري او از الكليسم و سندرم جنيني الكل (Fetal Alcohol Syndrome) كه در سال ١٩٩٢ در مجله نشنال جئوگرافي چاپ شد، جايزه اول "مسابقه بين المللي عكس سال"(POY) را به دست آورد.

مقاله تصويري ديگري از او در باره موشي كه دستكاري ژنتيكي شده بود- كه در نسخه آلماني مجله جئو چاپ شده- "جايزه جهاني عكس مطبوعاتي" ( world press photo) سال ١٩٩٤ را در بخش "عكاسي علمي" نصيب او كرد.

شهرت او به خاطر عكس هايش از پيشرفت هاي علمي و عكاسي از جغرافياي مناطق مختلف جهان است. صحراهاي دورافتاده و فرهنگ هاي ناشناخته، از سوژه هاي هميشگي و دوست داشتني او هستند.

علاقه شديد او به عكاسي از سرزمين هاي دورافتاده، او را به پرواز با پاراگلايدر موتوردار علاقمند كرد. اين وسيله پرنده به او امكان سفر به جاها و ارتفاع هايي را مي دهد كه هواپيماهاي معمولي قادر به پرواز در آن جاها نيستند

دورنمايي كه از درون اين وسيله در برابر دوربين او قرار مي گيرد در مواردي منحصر به فرد است و به همين خاطر عكس معروف او از شتر هايي كه سايه آنها بر شن هاي پهناورترين صحراي شني دنيا افتاده است، شهرتي جهاني پيدا كرد.

اشتاينمتز اين عكس را در صحرايي ميان عربستان سعودي، عمان و يمن گرفته و اسمش را "اوهام عربستان" (Illusions of Arabia) گذاشته است.

در تعقيب سوژه هاي دلخواهش، وقتي مجله جئو از او خواست از كوير ايران عكاسي كند، در سال ١٣٨٢ به ايران آمد. اما عكاسي از كوير ايران آن طور كه جورج تصور مي كرد آسان نبود و براي پرواز و عكاسي بايد مجوز هاي جدا تهيه مي كرد.

زماني كه جورج از عكاسي بر فراز كوير ايران، تقريبا نااميد شده بود. "فردي ايراني" به او در گرفتن مجوز هاي لازم از وزارت ارشاد كمك مي كند. اما نيروهاي امنيتي و نظامي اين مجوز را قبول نمي كنند.

گذشته از نگراني هاي امنيتي و حساسيت هايي كه هميشه از طرف دولت ايران در مورد عكاسان و خبرنگاران خارجي وجود دارد،نيرو هاي نظامي، كوير لوت را به اين دليل كه "محل عبور كاروان هاي موادمخدر" است، مناسب حضور بدون محافظت يك عكاس خارجي نمي دانند

او مي گويد: "براي سفر به منطقه شن هاي روان در دشت لوت شرقي يك سرهنگ همراه دوازده خودرو از نيروهاي قرارگاه مرصاد كه تقريبا در هر كدام شش نيروي نظامي بود، سه خودروي حامل ما را محافظت و همراهي مي كردند كه نيمي از آنها اسلحه هاي كاليبر بالا در پشت خودروهايشان داشتند."

"آنها شب ها دور كمپ ما حلقه مي زدند و آتش برپا مي كردند و نوبتي براي كشيك بيدار مي ماندند. چون بيشترهروئين قاچاق از افغانستان و پاكستان به تركيه، از اين منطقه مي گذرد ما به محافظت اين نيروها براي آن كه ربوده نشويم نياز داشتيم."

جورج از حمله آمريكا به افغانستان و عراق ناراحت است و مي گويد: "من همان موقع كه رييس جمهور كشورم، در افغانستان و عراق تاخت و تاز مي كرد به ايران آمدم. مجله آلماني جئو خواسته بود از كوير ايران عكس بگيرم. پروازهاي زيادي در آسمان كوير ايران داشتم."

"دو حادثه بد هم برايم در دشت كوير پيش آمد و چند تا از انگشتانم در آن حادثه شكست كه هنوز كج اند."

او مي گويد: "ما مشكل هاي زيادي با پليس و نيروهاي امنيتي داشتيم كه مجوز وزارت ارشاد را براي تهيه عكس هوايي قبول نداشتند. اما من تعدادي عكس خوب از جمله عكس هاي هوايي از شهر بم، چند هفته قبل از آن كه در زمين لرزه آسيب ببيند گرفتم."

جورج از اين كه عكس هايش را مخاطبان ايراني هم مي بينند خوشحال است و مي گويد: "من خوشحالم كه مخاطباني در ايران هم مي توانند اين عكس ها را ببينند. اينها تصويري از كشور زيباي شما هستند كه كمتر كسي ديده است

جورج اشتاينمتز در سفرش به ايران و هنگام عكاسي از كوير ايران چند هفته قبل از زلزله بم چند عكس هوايي هم از اين شهر و ارگ بم گرفت

عكس معروفي كه جورج اسمش را"اوهام عربستان" گذاشته است

نيروهاي نظامي همراه جورج در منطقه شاهرخ آباد يكي از آخرين جاهايي كه در جنوب دشت لوت، آب پيدا مي شود

نيروهاي مرصاد هنگام آماده سازي پاراگلايدر موتوردار جورج در دشت لوت

جورج اشتاينمتز در سفرش به ايران و هنگام عكاسي از كوير ايران چند هفته قبل از زلزله بم چند عكس هوايي هم از اين شهر و ارگ بم گرفت

دشت كوير

بندهاي خاكي دست ساز در كوير براي جمع كردن آب باران و انتقال آنها به قناتها

رگه هاي نمك در دشت كوير

دشت لوت

ارگ بم چند هفته قبل از نابودي در زلزله بم

دشت لوت

صخره ها ميان نمك در درياچه تشك

فلامينگوهاي مهاجر در يك صبح سرد كويري در درياچه تشك

اين داستاني رو كه شرحش دربالا رفت رو مي دونستم و حتي كساني كه مجوز ها رو تهيه كردن و مدت يك ماه و انده نيز با اين آقا بودند ، را نيز ....

راننده  اصلي تيم و راهنماي اين آقا از دوستان بنده هستند. و همچنين شخصي كه مجوزها را تهيه كرد. اما متن فوق را كه ملاحظه فرموديد، يكي از دوستان بسيار بسيار عزيز برام ايميل كرده بود كه منبعش رو متاسفانه نميدونم. اگر كسي از شما ميدونه و به من هم بگه، سپاسگزارش خواهم شد.

.

.

.

خوب فعلا فقط همين....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

طبیعتمرد

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]