طبيعت مرد
'  Outdoor Man  '
سه‌شنبه ۸ آبان ،۱۳۸٦
اندر حكايت ساده لوحي ما و تيز بازي جماعت هكر
 

اي ايشالا به زمين گرم بخورن! اي ايشالا نسلشون از رو زمين ور بيفته! اي كه خدا از سر تقصيراتشون نگذره...... اي كه ايشششششالا جززززز جيگر بزنن! اي كه......

اين نفرينها و حيلي بد ترش رو حواله اين آدمهاي عقده اي و بيكاري كردم كه چند روز پيش اكانت ياهوي نازنين ما رو مورد عنايت قرار دادند و هك فرمودن!

از شوخي گذشته، هفته گذشته شخص و يا اشخاص نا معلومي سايت ياهو و بطور خاص افراد ايراني را هدف حملات خودشون قرار دادن و به راه هاي مختلف ،‌ اكانتهاي آنان را هك مي كنند. جالب اينجاست كه اين افراد نيز ايراني هستند.
از اونروز خيلي فكر كردم كه چه دليلي ميتواند براي يك شخص وجود داشته باشد تا اين همه زمان صرف ورود به حريم شخصي افراد نمايد؟ اگر بحث كنجكاوي و حتي فضولي بود، اينقدر بهم فشار نمي آمد. چون طرف مي آمد، داخل صندوق پستي شما را ميديد، هر آنچه را كه براي اقناي حس خودبزرگ بيني و خودخواهي و حس كنجكاوي اش لازم داشت ، برداشت مي كرد و در نهايت هم يك ياد داشت براي دارنده پروفايل از خودش به جا مي گذارد وميرفت.....

اما اين دوستان طور ديگري اند. آنها با فرستادن انواع و اقسام لينكها و ايميل ها آنهم از طرف افرادي كه مي شناسيد و به آنان اطمينان داريد، باعث لو رفتن رمز عبور شما مي شوند و پس از عوض نمودن آن ، شما را به امان خدا ول مي كنند.....

حالا چه لذتي از اين كار مي برند؟ والله اعلم....

من هم از قاعده فريب خوردگان اين جماعت مستثني نبودم! داشتم با تلفن صحبت مي كردم كه ديدم دوستي لينكي را برايم ارسال نمود،‌ من هم بدون توجه به نوشته و آدرس آن، رويش كليك نمودم، صفحه ورود به ياهو در برابرم پديدار گشت و بنده هم در كمال ساده لوحي و گيجي مفرط ، رمز عبورم را وارد نمودم!!! تازه زماني متوجه ساده انديشي خودم شدم كه كار از كار گذشته بود..... پسورد عوض شده بود و هيچ راهي هم براي برگرداندن آن نداشتم. ناچار شدم اكانتي ديگر براي خود ايجاد كنم و اين در حاليست كه اكانت از ذست رفته را بالغ بر 8 يا 9 سال بود كه داشتم و با آن كاملا راحت بودم و تمامي ايميل آدرسها و خيلي اطلاعات ديگر رو هم در اون نگهداري مي كردم......

تنبلي واطمينان و خوشبيني بيش از حد و شايد هم بالارفتن سن!!!! باعث شده بود تا نسخه پشتيباني هم از آن تهيه نكنم و بدين سان به خاك سياه بنشينم ودر سوگ اكانت از دست رفته مرثيه سرايي كنم!!!

تمامي اين داستان را گفتم تا عبرتي باشذ براي شما دوستان و آشنايان و ساير وابستگان كه تا دير نشده و زمان داريد، هر آنچه نسخه پشتيبان احتياج داريد تهيه نماييد و در جاي امني محفوظ بداريد تا در روز احتياج، دچار خسران نشويد.......

 

من اين دو حرف نوشتم چنانكه غير ندانست 

 تو هم ز روى كرامت چنان بخوان كه تو دانى

 

 

طبیعتمرد

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]