طبيعت مرد
'  Outdoor Man  '
دوشنبه ۱ تیر ،۱۳۸۳
همايش

آقا خودمونيماااااااا

اين سايت Orkut هم بد جوري همه رو گذاشته سر كار!!!!

من يكي كه از ديشب تا حالا از كار و زندگي افتادم و همش دارم اون تو "سير آفاق و انفس" مي كنم!!!

يعني حتي وقت نكردم كه آپديت كنم! به هر حال جاي جالبيه كه بهتون توصيه مي كنم حتما عضو شين.

دوم اينكه اين دو روز گذشته رو همايش داشتيم كه طبق معمول ما بچه هاي IT  شده بوديم : سنگر سازان بي سنگر!!!!

سربازان گمنام !!

هميشه حلقه آخر زنجيره همايشها ختم ميشه به ما 3تا‌ ! رضا و آرش و من ! اما هميشه همه زبونا سر ما درازه !‌همه غر غر ها هم به جون ما ميشه. آخرشم يه چيزي بدهكار ميشيم و ميگن شما كه كاري نكردين!

انگاري يادشون رفته همين 2 ماه پيش رو! سالن اجلاس سران و 1500 تا ميهمان ايروني و خارجي! از خستگي داشتم سقط مي شدم ! بيسيم رو فقط 5 دقيقه خاموش كردم كه خستگيم در ره ديدم همه دارن دنبالم مي گردن و هي بلندگوي داخلي ساختمان داره ما رو پيج ميكنه. بيسيم رو كه روشن كردم ديدم 400 نفر دارن ما رو پيج مي كنن و همون آقاي محترمي كه ديروز به ما ميگفت شما فقط ميايين اينجا وا ميستين و هيچ كاري نمي كنين،  باور كن از هولش بغض كرده بود و التماس مي كرد تو بيسيم كه تورو خدا بيا سالن اصلي همه چي به هم ريخته.....

حالا اينجوري ميگه. خيلي بهم برخورد!

ما كه انتظاري از كسي نداريم! كارمونو بي سر و صدا مي كنيم و ميريم .

اما اينكه بيان و به جاي تشكر (كه بخوره تو سرشون!) يه چيزي هم بارت مي كنن ، واسه من يكي كه خيلي زور داره......

با آرش قرار گذاشتيم همايش بعدي رو كه تو مهر ماه برگزار ميشه، از روز قبلش مرخصي بگيريم نريم شركت! كه همايش هم نريم! اون وقت حضرات مي فهمن كه يه من ماست چه قدر كره داره!!!!

ببينن كه وقتي هميشه بدون اينكه  اصلا خبر دار بشن همه چي درست ميشه؛ داستان از چه قراره!!!!!

من كه قبلا گفته بودم كه لذتي كه در انتقام هست ، در هيچ عفوي نيست!!!

حالا بچرخ تا بچرخيم......

 

خوب فعلا فقط همين.

 

طبیعتمرد

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]