طبيعت مرد
'  Outdoor Man  '
یکشنبه ٢٠ آذر ،۱۳۸٤
تا به بی انتهای کوير- قسمت آخر

در تاريك روشني دم غروب، در تنگه منتهي به عين الرشيد، ما آخرين ماشين بوديم كه با فاصله اي 10 دقيقه اي از ماشينهاي جلويي حركت مي كرديم. موسيقي سنتي و آخرين اشعه سرخ فام خورشيد ، جاي هيچ سخني را براي جمع سه نفري ما باقي نگذاشته بود و هر يك در عالم خود بوديم كه ناگهان ريزش توده اي تيره رنگ از ديواره سمت راست مسير  در فاصله تقريبي 10-15 متري جلوي ماشين ، از خلسه به  درمان آورد و بي اختيار پايم را روي پدال ترمز كوبيدم! لحظه اي فكر كردم كوه ريزش كرده. اما ناگهان سه نفري با هيجان متوجه شديم چيزي كه در ابتدا سنگ پنداشته بوديمش، چيزي نيست جز گله اي متشكل از 8 راس قوچ و ميش كه با سرعتي زياد از جلوي ماشين گريخته و در تپه ماهور هاي سمت چپ جاده ناپديد شدند......

.

.

با رسيدن به عين الرشيد و حركت به سوي قصر بهرام، شاهد يكي از زيبا ترين مناظر روش زمين بوديم و ناراحت از به اتمام رسيدن سفر: طلوع ماه شب چهاردهي به بزرگي يك ..... نميدونم به چي تشبيهش كنم؟ فقط بگم كه همچين ماهي من تا حالا جز در فيلمها نديده بودم!

با رسيدن به قصر و انجام امور اداري و بررسي مجدد مجوزها در تاريكي شب جاده تمام نشدني و يكنواخت قصر به مباركيه را پي گرفتيم و نهايتا با گذر از مباركه در ساعت  9:30 دقيقه شب روز سوم رو به قرچك و سپس ورامين و نهايتا تهران نهاديم تا با رسيدن به خانه ، خاطره فراموش نشدني اين سفر را نيز همچون سفر هاي گذشته در ذهنمان جاودانه سازيم.........

و بدين سان سفر كوير 84 شكل گرفت، اجرا شد و در خاطرات سفر هايمان به اقصي نقاط اين سرزمين پاك مردان نيك جاي گرفت....

.

.

خوب فعلا فقط همين......

 

 

مظهر زندگي! چشمه اي زيبا و پرآب در ميانه راه قم به كاشان

 

 

به سوي كوير.... راه متين آباد به كلشاهي

 

 

قلعه كلشاهي. شاهدي خاموش بر رشادتهاي مردان كوير در وراي قرنها

 

 

بند رخت كويري!!!

 

 

زندگي...

 

 

ميانه راه كوه لطيف و كوه يخاب

 

 

اين گروه خشن! از چپ به راست : هادي ،حميد، نگارنده و رضا

 

 

غروب آفتاب ، برج شرقي قلعه سردار

 

 

خلوتكده دل..... راه بين كوه يخاب و كوه سفيدآب

 

 

ادوات ناوبري لندي!!!

 

 

شراره هاي زندگي

 

 

اينهم ويلاي تابستاني ما!!! زمستونا يه پوش اضافه مياد روشو ميگيره!!!!

 

 

برچيدن كمپ – صبح روز سوم

 

 

سراب.....

 

 

كاروانسراي متروكه سفيدآب . جايي كه براي اولين بار در ايران بصورت مستند وجود گربه شني با فيلم و عكس هاي متعدد 3 روز قبل از حضور ما در منطقه به اثبات رسيد .

 

راه بين سفيدآب و حوض قيلوقه

 

 

اينهم شكار عكاس صحنه قبل در حين عمل توسط رضا!

 

 

تا به بي انتهاي افق.....

 

 

كوير......

 

 

تشنه لب در حسرت قطره اي آب....

 

 

پيشكوه هاي سياه كوه – روبروي آب انبار حوض قيلوقه

 

 

حوض قيلوقه

 

 

لندي و غروب – عكس از رضا

 

 

عكاسي و رانندگي! ( شما هوس اين كار رو نكنين كه عين ما نيفتين تو خندق!!!)

 

 

غروب كوير از روي گلوگاه صد دروازه بين قيلوقه و عين الرشيد

 

 

اشعه ايزدي.... نامي كه به حق به اين اشعه در انگليسي اتلاق مي شود GOD's RAYS  صد دروازه

 

 

بزرگترين قرص ماهي كه تا به امروز در اين سي و اندي سال ديده ام.... گردنه ما قبل عين الرشيد.

 

.

.

.

خوب فعلا فقط همين......

 

طبیعتمرد

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]