طبيعت مرد
'  Outdoor Man  '
دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥
بهارانه

ميشنوي صدايش را؟

كه چه نرم و آهسته مي آيد و چه سبز؟

 آري بهار را ميگويم......فصل زايش طبيعت و آغاز دوباره زندگي....

سال 84 هم در پي ساليان دگر با تمام خوبيها و بديهايش سپري شد و به خاطرات پيوست .....

براي خيليها سالي خوب بود و پر از بركت و براي برخي ديگر......

و اما براي من؟ از لحاظ كاري سالي سخت و پر مشقت و سايد يكي از بدترين سالهاي كاري كه تا به امروز داشته ام....

اما به لحاظ شخصي؟ نقطه عطفي و شروعي دوباره....

ديگر كلبه حقير طبيعتمرد سوت و كور نيست و ديگر تاريكي در آن راهي ندارد....

 چرا كه زني از جنس طبيعت و از جنس صفا ، اين كلبه رو به نور وجودش منور كرد.....

.

.

.

هركه خبر را شنيد ، باور كرد كه ديگر دوران ماجراجويي و طبيعت گردي به پايان رسيد و طبيعتمرد هم بمانند خيلي هاي ديگر با انتخاب شريكي براي زندگي، پايان طبيعت گردي و ماجراجويي را براي خود رقم زد!

اما نكته اي كه كمتر كسي متوجه شد اين بود كه : اين زن از جنس طبيعت است و همپا و مشوقي قوي براي ادامه فعاليت. چرا كه اگر غير از اين مي بود.......

بگذريم...

 در هرحال اميدوارم سال جديد براي ايران و تمامي آناني كه قلبشان براي اين سرزمين  مي تپد و دل در گرو عشق وطن دارند سالي باشد مملو از سلامتي و شادي و موفقيت روز افزون.

تني چند از دوستان تقاضاي عيدي نموده بودند كه در پاسخ به آنان، برگ سبزي را تقديمشان مي كنم به شكل تصاويري از بهار امسال، آنگونه كه در مقابل لنز من رخ نمايانيده است.....

اميدوارم مطبوع طبعتان قرار گيرد.

سعي خواهم نمود در سال جديد بيشتر در التزام ركابتان باشم و بيشتر از تجربيات گرانقدرتان استفاده كنم.......

در انتها هم خواهشي دارم از دوستان شكارچي كه ميدانم گوشه نظري يه اين كلبه داشته اند و دارند و اين مكان را به قدومشان منور مي كنند:

دوستان، فراموش نكنيم كه:

 

بهار فصل زايش و زندگيست...... شليك نكنيم!

 

باقي بقايتان .......

آرزومند آرزوهايتان........

 

 

 

 

 

 

و ما؟ ما چه كودكانه خود را با ظواهر تمدن دلخوش نموده و در اين شهر غمين و دودزده ساخته دست خود، اسير كرده ايم...

 

 

 

طبیعتمرد

[ خانه | آرشيو | پست الكترونيك ]