دوراهی

سر دوراهی موندن خیلی سخته.....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دو روز خواب و خوراک نداشتن ، دو روز فکر و خیال ، یک شب کابوس ، اعصاب خردی و.......

بالاخره تموم شد.

اما به چه قیمتی؟؟؟؟ بماند.................

اما واقعا سخت بود. اصلا دلم نمیخواد بهش فکر کنم یا حتی دیگه راجع بهش حرفی بزنم!

شاید هم هنوز هیچی تموم نشده باشه و این تازه سر آغاز یه بازی جدید باشه!

بازی سخت که حد اقل در ظاهر بازنده اش من باشم....

نمی دونم! دیگه واقعا مغزم کار نمی کنه . احساس می کنم که توی حفره جمجمه ام فشار منفی ایجاد شده و احساس خلا می کنم. نمی تونم درست فکر کنم.

اما حد اقل خودم اینجوری فکر می کنم که راه درست رو انتخاب کردم....

نمی دونم بین وجدان راحت و یا شرایط زندگی راحت ، کدوم رو انتخاب کردن درسته؟

من اولی رو انتخاب کردم.

درسته که با این انتخابم برای یک مدت نامعلوم جهنم رو برای خودم شبیه سازی کردم! اما حد اقلش اینه شب که میخوام سرم رو بگذارم رو بالش ، با خیال راحت اینکار رو می کنم .

و دوم اینکه : این راهی بود که خودم انتخاب کردم پس پای همه چیزش می ایستم. چون خودم آگاهانه انتخابش کردم، بنا بر این حق اعتراض ندارم.

فقط خوشحالم.......

.

.

خیلی خوشحال و سبکبار.....

آسوده از فکر و خیال و وجدان دردی که می دونم تحملش نمی تونستم بکنم.. اونم به خاطر یه نفر دیگه.

من چرا این وسط خودمو قاطی کنم؟؟؟

من این جوری بزرگ نشدم!

تو تربیت من ، راحتی وجدان با هیچ چیزی تو این دنیا قابل معامله نیست...............

 

خوب فقط همین.

 

پی نوشت: اون دسته از شما که منو از نزدیک می شناسین،دوباره توجه تونو به خط پنجم این نوشته جلب می کنم!!! ممنون که سوالی نمی پرسید.

 

 

/ 9 نظر / 11 بازدید
نيلوفر ستاري

منم خوشحالم که تموم شد! و ديگه خوش اخلاقی مخمل جان!

Rose

من نميدونم چی بوده و چی شده . ولی منطق و احساست رو کاملا درک ميکنم و مطمئنم راه درست رو انتخاب کردی. هميشه موفق باشی.

شاهین

دلا رفیق سفر،بخت نیکو خواهت بس نسیم روضه شیراز پیک راهت بس....

bahram sport fisher man

سلام.من تازه اون متن داستان طبيعت مرد رو خوندم.اين داستان خود من هم هست.از اونجايی که سنتو حدس ميزنم من يه ۱۰ سال بعد به حالای تو ميرسم.حالا بگو اين حالت رو دوست داری ؟ در ضمن باشگاه مهام می امدی؟ اگه می امدی دوست دارم اسم و فاميلتو بدونم يا يه اشنايی بده.دوست داشتی ميل بزن.سبز باشی.

علي اكبر كرماني

سلام عزيز . اگر دلت خواست سری به کلاس قصه نويسان بزن و اگر مقبول بود به ساير دوستان هم معرفيش کن . ممنون. اين هم آدرسش : kafka1.persianblog.ir

Aaso

سلام. ميدونی گاهی اوقات به اين نتيجه ميرسم که وجدان توی زندگی به هيچ دردی نميخوره ... و اين درست بعد از يه همچين دوراهی هايی پيش مياد!!! اميدوارم به نتيجه ای که من هميشه ميگيرم نرسی... به هر حال درست حدس زدی!!!! نميدونم چطوری گفتی ولی من هلند زندگی میکنم! ...

bahram sport fisher man

سلام.من متاسفانه ايران نيستم.واگر نه اين پيشنهاد رو زودتر بهت ميکردم.اگر برات مقدور بود ايميل بزن.سبز باشی.

sara

آب را ديدم /خاک را ديدم/نور و ظلمت را ديدم/و گياهان را در نور, و گياهان را در ظلمت ديدم......./و بشر را در نور و بشر را در ظلمت ديدم

پارسا

گفتم کجا /گفتا به خون / گفتم چرا / گفتا جنون / گفتم که کی ؟گ/ فتا کنون / گفتم مرو / خندید و رفت