پدر

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

امروز روز پدر بود.

روزي كه شايد كمي، فقط كمي بياد اين ستونهاي خانواده بيافتيم و ازشون بخاطر همه چيز تشكر كنيم.....

روزي كه نمونه ايست از تمامي 365 روز سال. روزي كه خيلي از ما براحتي ازش مي گذريم. چون پدر در كنارمونه و شايد ندانسته تكيه گاه محكم ما.

اما من؟ ما ؟ و امثال ما كه سالهاست اين ستون و تكيه گاه رو از دست داديم؟؟؟؟

نميدونم.... فقط ميدونم كه دلم براش خيلي تنگه. خيلي.

خيلي وقتها حسرت روزهاي از دست رفته رو مي خورم. روزهايي كه ميتونستم باهاش باشم اما نبودم. روز هايي كه ميتونستم از وجودش در كنارم لذت ببرم اما نبردم. روزهايي كه ميتونستم به حرفش گوش كنم اما نكردم. روزهايي كه مي تونستيم در كنار هم باشيم و با مرور خاطراتمون خوش باشيم اما نكرديم. روزهايي كه.......

 و زماني به خودم اومدم كه خيلي دير شده بود و جز حسرتي و آهي از سر دلتنگي و كلي خاطره تلخ و شيرين ،‌چيزي برام نمونده بود......

اما ديگه چيزي عوض نميشه.... هيچ وقت خودمو نميتونم ببخشم وقتي به گذشته نگاه مي كنم. هيچ وقت.....

من اعتراف مي كنم كه براي پدرم ، پسر خوبي نبودم. خيلي كار ها رو مي تونستم براش بكنم اما نكردم. خيلي از حرفاشو مي تونستم گوش بدم اما ندادم......خيلي..

خيلي چيزها بود كه ميتونست انجام بشه ولي نشد....

شمارو به مقدساتتون قسم، به هر چي كه اعتقاد داريد قسمتون ميدم كه قدر پدر و مادرتون رو بدونيد. از لحظه لحظه با اونها بودن لذت ببريد و سعي كنيد اون فرزند آرماني اي باشيد كه اونها ميخوان. به خداوندي خدا پشيمون نميشيد.....

خيلي سنگينه بار گناهي كه خداي ناكرده بعد از اينكه دير شد ،‌رو دوشتون بياد.

قبل از اينكه دير بشه يه نگاهي به گذشته بكنيد و اگر واقعا لازمه كه تجديد نظري تو رفتارتون بكنين،‌همين حالا و قبل از اينكه دير بشه اين كار رو بكنين......

.

.

.

 

و اما شما پدران ،‌ شما محكم ترين ستونهاي روي زمين ،‌شمايي كه سنگين ترين بار دنيا كه مسئوليت زندگي و خانواده است رو دوشتونه، شمايي كه به خاطر همسر و فرزندانتون هر سختي اي رو به سخره ميگيريد و به مصاف مشكلات ميريد.....

شمايي كه.......  

روزتون مبارك.......

ايشالا كه تا به هميشه سايه تون بالا سر بچه هاتون باشه و بچه هاتون اون چيزي بشن كه شما آرزو دارين......

روز پدر بر همه پدران و از جمله پدر خودم كه سالهاست ديگه بين ما نيست مبارك.......

 

 

پدرم

 

پدرم

 

پسر كو ندارد نشان از پدر                   تو بيگانه خوانش نخوانش پسر

 

 

12 سال پيش در سوهانك

 

شكار باقرقره -  دشت حميديه - خوزستان

 

/ 23 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهین

این مطلب یه تلنگر جدی برای من بود... راستش یه وقتایی خودخواهی ها، تفاوت دیدگاه ها و در حال زندگی کردن باعث می شه که آدم دقیقا اونی نباشه که اونا می خوان و البته از این بابت خیلی وقت ها هم نمی شه آدم خودش رو سرزنش کنه اما به هر حال برای کسی که خیلی دوستت داشته اونی نبودی که می خواسته و این ممکنه یه روزی ناراحت کننده باشه... اما این مطلب این اثر رو برای من داشت که سعی کنم بعضی خودخواهی رو کم کنم و بقیه اش هم که حتما بخشیده می شه.... به هر حال خیلی ممنون عمو علی از این تذکرت و مطمئن هستم که الان اون روان شاد از تو راضیه و داره می بینه که چطوری یه خانواده رو یه تنه و مردونه اداره می کنی و حواست به همه چیز هست...

محمد

خيلی زيبا بود حتما طبيعت دوستی رو هم از پدرتون به ارث برديد

محمد

سلام خدمت مهربون ترين عمو علی دنيا. اول اينکه خيلی ممنون. دوم اينکه همونطور که شاهين گفت اين مطلبت باعث شد کمی در مورد اين موضوع فکر کنم. فکر نکنم تا بحال پسر خوبی بوده باشم. بايد سعی کرد تا فاصله ای که سن ايجاد کرده از بين برد تا بعدا حسرتش رو نخوریم. شاعر ميگه: تو بر گورم بخواهی بوسه دادن .. رخم را بوسه ده که اکنون همانيم. یادمه بیژن بعد از زلزله شمال که اینجا رو هم لرزوند گفت: اگه میخواین بدونین یه نفر رو چقدر دوست دارین فکر کنین الان دیگه پیشتون نیست. علی جان خيلی مخلصيم.

fera

من چقدر دير اومدم. عليرضا٬ مطمئن باش که پدرت از تو راضيه٬ چون بهش فکر ميکنی٬ چون فراموشش نکردی٬ نميدونم از چه گناه و خطايی حرف ميزنی اما مطمئن باش والدين چيزی رو به دل نميگيرند. نميدونم چرا اينطوره٬ اما از همين گذشت هاشون ما بیشتر پر رو میشیم ( خودم رو میگم) ميفهمم جای خالی ش رو چقدر حس ميکنی. اینهمه شباهت تو به پدرت شگفت آوره. مطمئنم خلق و خوی مشابهی هم داری. خیلی چیزها هست که میتونست انجام داده بشه و نشد اما یادت باشه هيچ زندگی ای کامل نيست.هيچ کس نتونسته بين همه قسمتهای زندگيش تعادل برقرار کنه. شاد باشی.

mhmd

دست مريزاد استاد. با اين نوشته احساسات بنده رو بعنوان يک شکارچی به جریان انداختی. یک حمد و قل هو ا... نثار می کنم به روح ایشان و همه از دست رفتگان و امیدوارم قرین رحمت و مغفرت باشند. موقعيت شما رو کاملا درک می کنم و اميدوارم موفق باشيد... اما در مورد عکسها: عکسی که با توله گرفتی خيلی با کيفيت و های کلسه. ضمنا در عکسی که در پست قبلی انداختی قوشی روی نشيمن ديده می شه که پشت سرت است و بنظر می رسه از شاهين ها هم نيست.یه توضیح لازم داره که چیزی در موردش نگفتی. ضمنا اگه يک کلاس قوشبازی گذاشتی روی ما هم بعنوان اولين شاگرد حساب کن... خوش باشی.

ساقی

با این مطلبی که نوشتی ، طرز فکری که داری و احساسات خالصت،پدرت حتما بهت افتخار میکند:)شک نداشته باش جوون!

خاتون

شايد با کلمات بشود بازی زيبايی کرد و جمله ای زيبا در خور پدر گفت ولی با تمام اين اوصاف جمله ای هرگز نيافتم که بتواند ميزان محبت عشق صفا مردانگی پدر به ترسيم بکشد. منتظر حضور گرمتان در بلاگ حقيرم هستم.

نرگس

چقدر شبيه باباتی!خدا رحمتشون کنه....اين جملاتيه که نه تنها روز پدر بلکه بارها بايد برامون تکرار بشه...عکسها خيلی چسبيد....اگه بود چقدر ميتونستين تو طبيعت و شکار و اين برنامه ها با هم باشين نه؟

mehdi_rk

سلام عمو ممنون از اينکه نصيحتم کردی ميبينی با نوشتن حقيقت چقدر مخالف پيدا شد اگه دستشون به من ميرسيد خرخره ام رو ميجويدن راستی من به روزم

مسافر زندگي

سلام خيلي قشنگ بود آخه مي دوني عمو حرفي که از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند. آخه من مي گم خاطرات پاره هاي روح اوليه انسانند که بدون آنها زندگي سرد و کالبد مرده است عمو جان زندگي چيزي نيست که سر طاغچه عادت از ياد من و تو برود. قلمت سبز و دلت گرم و زندگي با عزت دوستدار شما مسافر زندگي