سالی نو به همراه عکاسی!

خب خب خب!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چندتا نكته!

1-     سال نو بر همه شما دوستان مبارك!( با اين همه تاخير!)

2-     ببخشيد كه اين همه مدت آپديت نكردم، اين قدر سرم شلوغ شده كه... و اين روند حد اقل تا تيرماه ادامه خواهدداشت! پيشاپيش گفتم كه نگين نگفته!

3-     از سر شلوغي همين بس كه حتي امسال وقت نكردم يه كارت تبريك عيد درست كنم و بفرستم! دوستاني كه از قبل من رو ميشناسن و با هم ارتباط داريم، ميدونن كه من در 4 سال گذشته ، كارتهاي عيدم رو خودم درست مي كردم! به اين شكل كه يكي از بهترين عكسهايي رو كه در طي سال از گوشه و كنار اين مرز و بوم برداشته بودم تبديل به كارت مي كردم و براي همه مي فرستادم.

با اينكه امسال كلي عكس خوب داشتم، وقت نداشتم! البته دروغ نگم، امسال اصلا دل و دماغ هم نداشتم! تا يك ساعت قبل از سال تحويل مشغول خونه تكوني و تا روز قبل از عيد( يعني وقتي كه شما 3 روز از تعطيلاتتون رو سپري كرده بودين!) سر كار! اسمش هم هست كه كار دولتيه و تابع تعطيلات رسمي و.....

 

4-     نميدونم فقط من اينجوري بودم ؟ يا بقيه هم همين حس رو داشتن؟ اصلا حال و هواي عيد رو نداشتم! اون چند روزي رو هم كه خونه بودم همش به مهمون داري و اين داستانها گذشت و به حسرت يك چيكه خواب راحت!!! هيچ كجا هم كه به سلامتي نرفتم عيد ديدني. از اون مهم تر حتي يه مسافرت درست و درمون هم نرفتم! كاري كه سالهاست برنامه زندگيم شده تو تعطيلات نوروز: ايرانگردي!

 اما امسال دريغ ازحتي يه تهرون گردي. فقط يك روز (4شنبه ) صبح پاشدم رفتم چالوس و 5شنبه ساعت 6 صبح از كيلومتر 2 كمربندي چالوس به سمت تهران حركت كردم و با اجازتون ساعت 2 بعد از ظهر بعد از حدود هشت ساعت رانندگي تو شرايط وحشتناك آب و هوايي رسيدم تهرون! ( قابل توجه اونايي كه من و لندي رو ميشناسن! بايد خدمتشون عرض كنم كه براي اولين بار در تاريخ رفاقتمون با لندي! ناچار شدم زنجير چرخ ببندم! ) بعدش هم عين جنازه افتادم از خستگي. فقط خستگي راه موند برام.

5-     دوست عزيزم نرگس،كه وبلاگ زيباي هزار و يك روزنه رو مي نويسه، يك ايميل زده بود كه آدرس بلاگش رو عوض كرده و به Blogspot  اسباب كشي كرده. از همينجا بهش خونه جديد رو تبريك ميگم و براش آرزوي موفقيت دارم. در ضمن ورودش رو به جمع سي ساله هاو به بالا! تبريك ميگم! ما كه 2 سال پيش پيوستيم بهشون ولي به قول خودش:   

                       

           قابل توجه زیر سی ساله ها:1+29 ساله شدن اصلا درد نداشت!مثل آمپول زدن بود!

 

6-     خلاصه اش بدين سان بود كه  ما با اجازه نه كارت تبريك فرستاديم، نه جواب ايميل ها رو داديم، نه آفلاين ها رو و نه......... به هر حال همينجا از همتون تشكر ميكنم و هر چي كه برام فرستادين، تقديم خودتون!!!!

7-     چندي پيش بصورتي اتفاقي به سايتي برخورد كردم كه به نظرم جالب اومد. قوانيني كه در هيچ كجا نوشته نشده و سنديتي هم ندارند . اما در عمل مي بينيم كاملا درست بوده و كاربرد دارند. تصميم گرفتم قسمتهايي از اون قوانين رو كه مربوط به هنر عكاسي يعني كار مورد علاقه خودم ميشه رو اينجا بيارم تا بقيه دوستان هم استفاده كنند! اميدوارم خوشتون بياد.

 

خوب ديگه فعلا فقط همين.

باقي بقايتان..........

 

 

 

قوانين مورفي در رابطه با عكاسي!!

 

- دوربينهاي اتوماتيك؟ نيستند!!

- اتوفوكوس؟ نمي كند!(اتوماتيك فوكوس نمي كند!)

- اگر نميتواني به ياد بياوري، فيلم را در منزل جا گذاشته اي!

- وقتي توي شك هستي،  موتور دوربينت از كار مي افته!

- اگر عكسي را خيلي عالي عكاسي كردي و به نظرت عكس تر و تميز و بي نقصي از آب در مي آمد، لابراتوار فيلم رو قبل از چاپ گم ميكنه!!! ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

- اگر چيزي احمقانه به نظر مياد در حالي كه كار ميكنه، پس احمقانه نيست!

- موفقيت هميشه زماني روي ميدهد كه هيچ كس متوجه نيست، واماندگي و شكست اما زماني رخ مي نمايانند كه سوژه به شما  نگاه مي كند!

- مهمترين حلقه فيلم هميشه ان حلقه ايست كه تمام عكسهاش تار و خراب از كار در مياد!

- هميشه در مورد يكي از اقلام مورد نيازتان (فيلم، كارت حافظه، باطري و...)در مضيقه هستيد!

- قطعات قابل تعويض؟ نيستند!(وجود ندارند)

- باطريهايي كه روي آنها واژه –با عمر طولاني- قيد شده باشد، تنها براي چند حلقه فيلم كفايت مي كنند! ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

- هوا (شرايط آب و هوايي) هيچ گاه ياري نمي كند!!

- تمامي لوازم هميشه در منزل شما بدرستي عمل مي كنند. اما همان لوازم هميشه در  محل عكاسي شما دچار مشكل مي شوند!

- براي هر اثر شما هميشه به همان اندازه كه نقد هاي موافق وجود دارد، نقد هاي مخالف نيز موجود است.

- معمولا تازه كار ترين و كم تجربه ترين عكاس، جايزه پوليتزر را از آن خود ميكند!

- هر دستورالعملي كه در رابطه با چاپ حلقه فيلم خود به لابراتوار بدهيد و امكان اين را داشته باشد كه درست فهميده نشود....... هيچگاه درست فهميده نمي شود!!!

- هميشه يك راهي وجود دارد. اما اغلب مواقع اين راه نتيجه اي در بر ندارد!

- هيچگاه به ويراستار عكس نگوييد كه تو كاري براي انجام دادن نداري!

- لوازم و تجهيزاتي كه به عنوان يك مجموعه و ست كامل ارسال مي شوند؟ .... نمي شوند!

- هيچ عكاس خبرنگار خوش لباسي نمي توانيد بيابيد!

- حضور و وجود عكاسهاي حرفه اي هميشه قابل پيش بيني است. اما دنيا مملو از عكاسان آماتور و خطرناك است!!!!!!

- موقعيتهاي گرانبها و فوق العاده ارزشمند در  عكاسي از طبيعت و حيات وحش هميشه در دو موقع رخ مي دهند: 1- وقتي جانوران آماده هستند. 2- وقتي شما آماده نيستيد!!!(قابل توجه مصطفي و علي!) ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

- همان قانون بالايي ، منتها در مورد عكاسي از بچه ها!!!

- هشياري سوژه ، هميشه دردسر آفرين است!

- هيچ چيزي در دنيا ارزش يك عكس كامل و بدون نقص را ندارد.

- مهمترين موارد هميشه ساده ترينها هستند.

- ساده ترين موارد هميشه سخت ترينها هستند!

- فلاشها هميشه وقتي عمل نمي كنند كه به آنها احتياج داريد!!

- يك دوربين تميز ( و البته خشك!) هميشه يك جاذب بسيار قوي گرد و خاك، گل و رطوبت بشمار مي رود! ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

- تجربه در عكاسي از يك موقعيت خاص ، چيزيست كه شما هيچگاه به آن دست نمي يابيد ، مگر زماني كه به آن احتياج داريد!

- اهميت خود سوژه در عكس هميشه معكوس مي شود!

- هميشه لنزي كه از دستتان به زمين مي افتد، بهترين و گرانبها ترين لنز شماست!

- هميشه وقتي درپوش لنز  به زمين مي افتد، با قسمت داخلي خود كه بايد با لنز در تماس باشد، روي زمين گلي مي افتد! ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

- حشرات علاقه عجيبي به نشستن  بر روي آينه منشور دوربين دارند. در زماني كه لنز را براي تعويض از بدنه جدا نموده ايد!

- هميشه زماني كه بهترين موقعيت را براي عكاسي در پيش روي خود مي يابيد، يا ناگهان باطري هاي دوربين تخليه مي شوند و يا اينكه متوجه مي شويد بايد حلقه فيلم و يا كارت حافظه دوربين را تعويض نماييد!

- باطريهاي دوربين شما هميشه زماني ناگهان تخليه مي شوند كه شما در حال ثبت يك عكس با سرعت بسيار پايين هستيد!( بنا بر اين ، در اين لحظه شاتر شما باز خواهد ماند!!!!)

-  وقتي كه در يك موقعيت استثنايي و غير قابل تكرار عكاسي مي كنيد، پس از اتمام كار متوجه مي شويد كه حلقه فيلمتان درست جا نيفتاده و يا كارت حافظه تان درست در جاي خود ننشسته بوده است!( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

 

خب، همين بود!

 اين متن ممكنه براي خيلي از شماها كه اينجا رو مي خوانيد خسته كننده باشه كه اميد وارم عفو بفرماييد. اما براي شخص من كه گاهي اداي عكاسها رو در ميارم! خيلي جالب بود. اين ترجمه رو تقديم مي كنم به طور خاص به علي و مصطفي ( كه ميدونم اينجا رو مي خونن)و لحظات بياد ماندني عكاسي زيادي رو با هم داشتيم ، و همچنين به كليه دوستاني كه همچون من به عكس و عكاسي عشق مي ورزند و دستي براين آتش دارند.......

/ 20 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هیچکس

اون قانونای لعنتی همیشه با آدم هستن ولی خوب همه کیفشم به همونه راستی اینجا خونه جدیده منه خوشحال می شم سر بزنی

هیچکس

می گم چه کيفی داره آدم ۳ تا کامنت بزاره بعد فرار کنه

هژیر

علی آقا سلام، قربان ما کلی دلمونو خوش کرده بودیم به خاطرات عید و ایرانگردی شما، حیف شد که کاری نکردیا! حالا جاش برامون از لندی و زنجیر بستنت بگو برامون کیف کنیم! D:

محمد

دست خوش همسایه. زحمت کشيدی. واقعا عالی و جالب و خواندنی بود . زنده باشی. ديافت هميشه فوکس.

bahram sport fisher man

جالب بود عموعلی.به اين فکر رفتم که يه دوربين بهتر بگيرم!!!!!!

مريم

تولدتون هوارتا مبارک. اميدوارم دنيا هميشه به کامتون باشه.

احسان

خيلی جالب بود..ضمنا عمو..من احسان جمالی نيستم ها!!!

alireza

تکرار اين جمله خيلي کار رو بي ارزش کرده بود : ( اين مورد براي خود من چندين بار اتفاق افتاده!)

شاهین

عمو علی در مورد کامنتی که گذاشته بودی بايد بگم دقيقا همونه که گفتی:))) راستی دستت به خاطر اونشب درد نکنه(برای هزار و يکمين بار!!!!) تيغ براا!