گزارش تصويری از ميانکاله

ميانكاله . آخر زيبايي دنيا... طبيعت ناب.... زندگي خالص و مطلق....<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

نميدونم. شما هر چي دوست داريد اسمشو بزاريد! اما براي من شخصا، ( كه از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب اين مرز و بوم رو ديده ام) مي تونم به جرات بگم يكي از زيبا ترين مناطق روي كره زمين است!!!!

شايد داشتن همسفرهايي مثل علي، مصطفي(كه در اين سفر به هوشنگ تغيير نام داد!!!) كيوان( اونهم شد براتعلي!)، محسن و مهدي هم مزيد بر علت شد كه اين قدر به من خوش گذشت و تونستم با خيال راحت به طبيعت بپردازم و لذت ببرم.

خلاصه گزارش سفر رو در وبلاگ علي بخونيد و خاطراتي از بچه ها رو هم در وبلاگ مشترك بچه ها يعني كلوني 80 . يك سري از عكسا رو هم ميتونين تو فتوبلاگ مصطفي ببينين.

از اونجايي كه من در تايپ فارسي مقاديري تنبل تشريف دارم! و همچنين گرفتاريهاي زياد كاري آخر سال ، قرار شد كه من گزارش تصويري رو به عهده بگيرم. اما از اونجايي كه اين چونه ما هميشه بايد بجنبه!!! نتونستم از نوشتن يك متن هم صرفنظر كنم! هر چند كه اين نوشتن، به قيمت دير تر آپ شدن اين پست تموم ميشه!.

اما قبل از ديدن عكسا، يه چند تا نكته:

1-     قبل از هر چيز بايد از دوستان بسيار عزيزم، و همطنابان گرامي، محسن و خانم عطاريه عزيز تشكر كنم .چه اين سفر امكان پذير نميشد جز با لطف و محبت اين دوستان كه اين امكان رو به ما دادند تا چند روزي رو ميهمان ميانكاله زيبا باشيم.

2-     ميدونم كه ديدن عكسها سخته اونهم براي دوستاني كه از خطوط DialUp استفاده مي كنند. اما باور كنيد اين قدر منطقه زيبا بود و اينقدر عكسهاي بچه ها خوب، كه واقعا هرچي زور زدم كه كمترين تعداد عكس رو اينجا بگزارم،‌باز از 40 تا پايين نيامد!!!! ( بابا انصاف هم خوب چيزيه! از بين نزديك به 750 فريم زيبا، پيدا كردن و انتخاب كردن كار سختيه!) باور كنين اشكم در اومد با پاك كردن هر دونه از عكسايي كه انتخاب كرده بودم براي اينجا!

3-     دوستان! اين عكسا كار مشترك همه بچه هاي تيم است. علي، مصطفي، كيوان، محسن و مهدي و خود من! خيلي از عكسا رو با دوربينهاي همديگه انداختيم! يعني جايي كه فرضا روي دوربين من لنز تله سوار بود، و يكي يه سوژه پيدا ميكرد،‌از همون دوربين من استفاده ميكرد و يا من مثلا دوربين اون يكي رو  بر ميداشتم! بنا بر اين اگر زير هر عكس نام عكاسش آورده نشده، بدانيد و آگاه باشيد كه عكسها حاصل كار گروهي همه ما بوده . اگر همه عكسها در بلاگ طبيعتمرد آمده ، دليل بر اين نيست كه عكاس همه اونها هم خود من بوده ام.

4-     كيفيت عكسهاي اصلي خيلي بالاتر از چيزيه كه اينجا مي بينيد. شايد بعضي از عكسها اينجا خيلي واضح نباشند كه همينجا عذر ما را بپذيريد كه كيفيت را فداي كميت نموديم!!!

5-     راجع به ميانكاله و چيزي كه بوده و الان هست، اگر عمري باقي بود ،‌حتما خواهم نوشت . تا آن موقع ، اين برگ سبز را قبول كنيد........

6-     نظر به گزارش گونه بودن اين پست و تعدد عكسها، آنها را به ترتيب زماني از بالا(ابتداي سفر) به پايين(انتهاي سفر) قرار داده ام.

 

 

روز اول:

 

 

دو تن از افراد گروه تحقيقاتي ما! در كنار بار هايي كه تا به اينجا ( حدود يك كيلومتري محل كمپ) آورده شده اند.

 

 

نماي كلي كمپ گروه تحقيقاتي ما ! يا از ديد بعضيها(بماند كه داستان چيست!) محل استقرار ارذل و اوباش!!

 

 

رفيق شفيق ما در اين سفر و نگهبان چادرهايمان كه در غذايمان هم شريك بود!!!

 

 

نفرات گروه از راست به چپ: علي،مهدي،محسن،علي، مصطفي و كيوان در حال صرف ناهار روز اول

 

 

اينهم پلاكارد بعضيها! اين بعضيها! خيلي طبيعت دوست و حيوان دوست بودند! اما بيشتر از اون واليبال دوست و سر و صدا دوست بودند! بطوريكه توي اين سه روز لحظه اي از سر و صداي آنان در امان نبوديم! نميدونم اين شانس بد ، كي ميخواد ما رو ول كنه؟ 150 هزار هكتار جا،‌اونوقت يه گروه 15 نفره بيان توي 100 متري ما چادر بزنن !!!!! و كاري جز ايجاد آلودگي صوتي نداشته باشند! كم مونده بود در چند نوبت بهشون شبيه خون بزنيم و اردوگاهشونو اشغال نظامي كنيم! اما حيف كه سرپرست گروه ، به نوعي آشنا بود!

و به غير از اين سرپرست و عيال مربوطه كه در دو مورد در كنار ساحل دريا كوچيك(200 متري كمپشان!) مشاهده شدند، باقي افراد حيوان دوست و خيلي حيات وحش دوست! از مرز هاي كمپ خارج نشده و به ورزش مفرح واليبال همراه با توليد انواع اصوات آرامش بخش! مي پرداختند. البته ما هم از ديد اين بعضيها احتمالا جمعي از اراذل شكارچي و ضد بشريت و ضد حيوانات! بوديم. در اين رابطه مطلب زياد است . اجازه فرماييد تا همين جا بسنده نموده و باقي داستانهاي ما و گروه طبيعتدوست بين خودمان بماند!!!

 

 

افراد خوره! گروه! شكر خدا از هرچي كم و كسري داشتيم تو اين سفر، از عكاس و فيلمبردار....... خودتون ببينيد ديگه!!

 

 

يك دسته باكلان سياه در حال پرواز در ارتفاع نه چندان بالا با آرايش V  . اين پرندگان را ،‌شكارچيان اغلب به اسم قره غاز(غاز سياه) و افراد محلي دارغاز (دار به معني درخت) يا غازي كه روي درخت مي نشيند مي شناسند.

البته باكلانها خود يك خانواده هستند و هيچ ربطي هم به خانواده غاز ها ندارند.

 

دسته اي بزرگ از حواصيل هاي كوچك سفيد. در امتداد نوار ساحلي

 

 

يك پليكان سفيد در پروازي باشكوه در ارتفاع بالا. ( اين عكس با لنز تله 600 گرفته شده)

 

 

اين يعني فاجعه! خيليها فكر مي كنند چون من و علي و خيلي افراد ديگه شكارچي هستيم، ديگه هيچ فكري به جز كشتن و خون ريزی در سرمان نيست! اما بر خلاف تصور اين دوستان، شكارچي واقعي بيش از هركس به محيط زيست و حيات وحش علاقمند و آگاه است. و شايد هيچ كس ديگري همانند او از ديدن چيزي كه در دست من درعكس مشاهده مي كنيد ، زجر نكشد. چيزي كه ميبينيد، ‌روكش استتار كومه شكارچيان قاچاق است كه متاسفانه .....................

حيف از اين منطقه !!!! با وجود 4-5 شكاربان زحمتكش ، آخه به هر نفرشون فقط كنترول 30000 هكتار ميرسه!خيلي كمه اين مقدار زمين برای كنترول !!! نه؟

 

يك دسته قوي فريادكش با منقار هاي سياه. اين دسته 7 عدد بودند كه 2 روز پياپي موفق به ديدنشون شديم. اين عكس لحظاتي قبل از تاريكي كامل هوا گرفته شده . سومين قو از سمت راست، جوجه امساله است(هنوز بالغ نشده و رنگ پر و بالش قهوه اي – كرم مي باشد.

 

 

انار جنگلي.

گونه غالب منطقه. بيشترين پوشش گياهي منطقه ، درختچه هاي انار ترش جنگلي مي باشد كه بصورت خودرو و وحشي در سراسر منطقه مشاهده مي شود.

 

روز دوم:

/ 31 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
narges

خدمت این کامنتی که خطاب بمن نوشته شده:والا من این امکانو ندارم که با چند تا دختر بتونم مجردی برم چنین سفرهایی اگه شما داری پس لذتشو ببرید.......و البته لذت بردن از طبیعت محدود به چنین سفرهایی نمیشه که نتونیم لذت ببریم.....عمو علی اين چند روزه هر وقت اومدم تو نت اين وبلاگ شما هم باز شده و نوشته هارو با عکسا دوباره و دوباره خوندم و دیدم.خيلی خوبه که اين شادی و انرزيتونو با ما به اين قشنگی قسمت کرديد.ممنونیم:)

محمد

سلام. کولاک کردین که جووووونا. با تعریفاتون حسابی دل ما رو آب کردین عمو. این رسمشه. :)

گروه فیشا

سلام عمو.واقعا خوش بحالتون.ما که از ديدن عکسها و خوندن تعريفای شما لذت برديم .شما که اونجا بوديد ديگه بايد واقعا خوش گذشته باشه.ممنون از اين همه انرژی دادن در آخر سال.شاد و تندرست باشید.

شاهین

عمو علی فعلا بهار رو بچسب/ تابستون تا چشمتو به هم بزاری فصل شکار شروع می شه:) فکرشو بکن رودخونه شور وسط مرداد زیر سایه لندی بشینی .... بخوری چه صفایی داره(:دی)

Fera

ای عمو٬ حسودی کجا بود. ما دق کرديم!! شماره موبايلتون رو هم نداشتيم اس ام اس بزنيم ! اما خيلی دير رسيدم و عکسها ديده نميشن. عمو برنامه سيزده به در کجا ايشالله؟

فعلا بدون نام

سلام وبلاگتون سراسر زيبايی بود برا همين بهتون لينک دادم.

فعلا بدون نام

سلام خوشحالم که من رو شناختيد اميدوارم بتونم از تجربه هاتون استفاده کنم البته اگر بتونم اونقدر عمر کنم.(چشمک) در مورد اسم هم بزودی انتخاب می کنم.

فعلا بدون نام

تو همه عکس ها يه حسی هست که آدم رو جذب ميکنه ولی عکسی که منو خيلی تحت تاثير فيزيکی قرارداده عکس صبحانه محلی هر با که می بينمش بدون اختيار گشنم ميشه

فعلا بدون نام

حالا جدا از شوخی الان سر فرصت همه عکس ها رو ديدم واقعاْ عالی بودند من از عکس های کلبه و تار عنکبوت خيلی خوشم اومد.

هم طناب

سلام عمو جان....ايشالا هميشه به طبيعت گردی...