اعتراضيه و تشکريه!!!!

دوستان و سروران گرامی!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

از کلیه دوستان و عزیزانی که با درج آگهی، تلگراف، تلفن ، حضوری و کامنت گذاری!!!! موجبات تسلی خاطر اینجانب را فراهم کرده اند ، قدر دانی نموده و بدین وسیله مراتب انزجار و اعتراض خود را نسبت به سرور "پرشین بلاگ" در رابطه با محدودیت حجمی از قرار : هرماه ، 400 کیلوبایت از همین جایگاه اعلام می دارم!!!!

آقا من هم دارم پرپر می زنم که بنویسم ! اما چند روز پیش که آمدم آپدیت کنم، یک پیغام با مضمون اینکه محدودیت حجمی شما برای این ماه پرشده ! لطفا در ماه آینده شماره گیری کنید!

 ببخشید ! همکارانم از پشت صحنه اشاره می کنند که منظور، شماره گیری نبوده ! منظور نوشتن در ماه آینده بوده!!!!!

روی صفحه ظاهر گردید.

یکی از دوستان بهم یاد  داد که چطور سر سرور رو گول بمالم و این پیام را به گوش جهانیان برسونم!!!!

به هر حال فکر می کنم ناچارم یک هفته دیگه هم صبر کنم تا این ماه تموم شه و قوی تر از قبل در انظار ظاهر شوم!!!!!......

همگان را به خدای بزرگ می سپارم تا هفته دیگه.

البته ما رو از کامنت های خود بی نصیب نگذارید! چون من هر روز چکشون می کنم....

شاد باشید.

خوب فعلا فقط همین

 

/ 15 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bahram sport fisher man

سلام.آقا بيا آشيونه ما مطلب بزن.خونه ما و شما نداره.از مشکل نگو که دلم خونه.جدا از همه مشکلاتش من ۲ ماهه برای قرار گرفتن در ليست کاربران پيغام ميدم ولی خبر نيست!!!!!!!!!منتظر هستم.موفق و سبز باشی.

رها

سلام ومنتظر حضور گرمتان می باشم دی :

Rose

اين نيز بگذرد... منتظرتيم.

Mos

حالا هی من به شما مي گم يه خورده با فاصله بيشتر بنويس ُگوش نده.آخه عزيز برادر حالا فرضا پرشين بلاگ گذاشت،آخه این خواننده بخت برگشته ای که به نوشته های حضرت عالی علاقه مند هست مگه چقدر وقت داره که روزی دو و حتی سه بار آپدیت رو بخونه.

سجاد

سلام جوان ! (: / چطوری ؟ آقا پست نميتونی بکنی...نظر که ميتونی بدی‌؟؟ منتظرتم. سر بزن که تازه اش کردم (:

sara

چه حيف !يه هفته خيلي زياده

shervin

سطری است از « ورلن » که دیگر به یادش نمی ‏آورم، خیابانی در این نزدیکی است که گامهایم به آن راه ندارند، آینه ای هست که مرا برای آخرین بار دیده، دری هست که تا انتهای جهان بسته خواهمش گذاشت. در میان کتابهای کتابخانه‏ام (می‏ بینمش) کتابی هست که دیگر هیچگاه بازش نخواهم کرد. من این تابستان پنجاه سال را به آخر می ‏رسانم. مرگ مصرفم می‏ کند و بازش نمی ‏توان داشت. « خورخه لوئیس بورخس »

شاهین

بابا اَجِل ديگه!!!

رها

سلام اينم يو آر ال

Fera

يعنی سرعتت از من بيشتر بود؟؟؟؟!!!!!!جل الخالق!