روزی روزگاری شهری که دوستش می داشتم

آنجايي كه پرندگانش هم فرار كرده و ياراي تحمل و ماندن ندارند...<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

phto by outdoorman

 

آنجايي كه موشهايش به سان شير ژيان در خيابانهايش جولان مي دهند....

آنجايي كه درختانش به جاي سبز، به رنگ خاكستر اند.....

آنجايي كه روزي نه چندان دور، بهترين آب شرب دنيا را داشت....

 

photo by Outdoorman

 

آنجايي كه هواي مطبوعش شهره خاص و عام بود و گردش در ميان كوچه باغهاي زيبايش بهترين تفريح ساكنان.......

 

photo by Outdoorman

 

 

 

 

آنجا روزي روزگاري شهر من بود...  آنموقع كه هنوز محيط زيستي باقي بود و سازماني وجود داشت كه متولي حفظ آن از گزند انسانها و ساير بلاياي جان آن  بود....

چه در شهر و چه در بيابانش  نبض حيات را حس مي كردي....

 

Photo By Outdoorman

 

 

Photo By Outdoorman

 

 

اما.....

اما امروز چه مانده؟

در شهري كه اسير در سيمان و دود، نا اميدانه براي بقاي خود دست و پا ميزند....

 

Photo By Outdoorman

 

در شهري كه به جاي هر اصله درختش، دكل برقي و ساختماني روييده است ....

 

Photo by Outdoorman

 

در شهري كه سازمان به اصطلاح حفاظت از محيط زيستش، خود بزرگترين بلا و معضل زيست محيطي شده كه با سوئ مديريتهاي پي در پي ،‌ كمر بر قتل باقي مانده آنچه كه روزي محيط زيست ناميده ميشد، بسته است و بهتر است نام آنرا سازمان تخريب محيط زيست و جانداران ناميد......

 

 

و من؟ ........

 

من از خوش باوري طبيعت را جستجو كردم

 

Photo By Outdoorman

 

من از خوش باوري هواي پاك را جستجو كردم

 

Photo By Outdoorman

 

من از خوش باوري آبي آسمان را جستجو كردم

من از خوش باوري نواي بلبل را جستجو كردم

من از خوش باوري...........

 

Photo By Outdoorman

 

 

 

/ 22 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کیومرث

برای اولین بار ویلاگ جالب شما رو دیدم من هم مثل شما از طبیعت مینویسم . به با طبعت سر بزنین و نظرتئن رو در مورد تبادل لینک بفرمایین .

کوله کش

عالی است. موفق و سبز باشيد.

صادق

سلام عموعلی! من امروز مطلبی درباره ابشار نياسر و روستای ابيانه نوشتم فرصت کردی سری بزن!

محمود

آقا اين موسيقی که روی وبتون هست واقعا زيباست اکنون ساعتی است که به آن گوش ميدهم و خسته نشدم دستتون درد نکنه !

حمید

سلام عمو جون . اولاٌ که خدا نکنه يه مو از سر شما کم بشه چون ديگه کم کم تموم ميشند . در ضمن من مخلصتم . اين پست فوق العادس ... راستش ميدونی . آدما به هر جا که پا می ذارند بهش گند می زنند . يه جای دنجی رو می شناختم که فقط مال من بود . هميشه بهش سر می زدم . درختاش دوستانم بودند ولی الآن که رفت و آمد به اونجا زياد شده و هر آدمی پاشو ميذاره اونجا تبديل به خرابه آشغالی شده ... افسوس ... تا کی ؟

علي

قفسي بايد ساخت هر چه در دنيا گنجشک و قناري هست با پرستوها و کبوترها همه را بايد يکجا به قفس انداخت روزگاريست که پرواز کبوترها در فضا ممنوع است که چرا به حريم حرم جت ها خصمانه تجاوز شده است !

محمد

عمو علی با اين پيغام قشنگتون که برای من نوشتيد دلی جوونی رو شاد کرديد آخه داشتم کم کم باورم می شد که ديگه مارو فراموش کرديد. / راستی اين عکس رنگين کمون رو که ديدم ناگهان ياد خواب ديشبم افتادم که ديدم رفتم يه بلندی و دارم يه رنگين کمون قشنگو از نزديک می بينم و لمس می کنم. نمی دونم تعبيرش چيه . ما که خيلی گناهکاريم. ديدن اين خوابها برام خيلی عجيبه. شما می دونيد معنيش چيه

هزارو يک روزنه

اون عکس درخت خشکيده که مثل دستهای رو به اسمونه چقدر محشره/ اره عمو علی ديگه به اين راحتی روزنه پيدا نميشه/ تو وبلاگ طبيعت مرد که ديگه پيدا نميشه/ روابط همه بر اصل منافعه بر عکس طبيعت

احمد

عکسهايت آشناست ،حرفهايت هم قصه تو ، غصه تو دردماست موفق وپیروز باشید

Mohammadreza

Eyval Good one Nice pictures too miss you