باز هم زلزله

خدايا منو ببخش!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اما باور كن دست خودم نيست! اين جون دوستي آدمها و عكس العملهاي متفاوتشون در قبال زلزله كه اين روز ها بحث داغ روز شده، واقعا برايم مسخره است!!

امروز اين قدر خنديدم كه كم مونده بود يه كتك مفصل و درست و حسابي از جماعت نسوان تو شركت نوش جون كنم!!!!!

داستان از اين قراراه كه:

بعد از نهار بود . يه سيستم قراضه بد جوري ما رو گذاشته بود سر كار. داشتم باهاش كلنجار مي رفتم ببينم چه مرگشه كه ديدم در واحد IT  باز شد و يكي از بچه ها آمد داخل و گفت: آقاااااااااااا ! نمي دوني شهر چه كون فيكوني شده؟!!! من هم عين عاليجناب بز! همين جوري نيگاش كردم كه يعني چي؟ آها قبلش هم رييس در اتاقش رو باز كرد و خيلي هيجان زده پرسيد: آقا زلزله شده ، شما فهميدين؟؟؟ من هم همين طور كه سرم توي CASE  بود با خنده گفتم : رييس! خبرا يه كم زود بهت ميرسه هاااااااا!!!  اونم شاكي شد و گفت نه بابا الان زلزله شد،‌نفهميدين؟ ما هم گفتيم نه و اونهم برگشت تو اتاقش.

خلاصه اون همكارم كه اومد و اونجوري گفت، ازش پرسيدم مگه چه خبره؟ گفت الان كه زلزله اومد!!!( ظاهرا ما زيادي زيرمون سفت بوده كه نفهميديم!!) بچه هاي طبقه 6 فهميدن و بعدش به بقيه گفتن ( source  اطلاعاتي رييس هم معلوم شد!)

سرتو درد نيارم! شهر شلوغ شد و يكي غش كرد و يكي ضعف و جالب تر از همه يكي از خانمهاي همكار كه ساختمونو گذاشته بود رو سرش و فقط جيغ مي كشيد! اونهم از نوع بنفش!!

حالا اين شايعه از كجا در اومد كه ظرف يكساعت آينده قراره يه زلزله گردن كلفت بياد و دخل همه رو بياره! ما هم حيرون مونديم!

به فاصله چند ثانيه از پخش اين خبر كه منبعش رو هم از BBC و CNN  بگير تا موسسه ژئو فيزيك و ماهواره و........ معرفي مي كردن ( البته هر كس يه چيزي ميگفت)........

فقط يه لحظه ديدم حضرات و عليا مخدرات محترم و محترمه هوردوت كشون دارن از پله ها مي دوند پايين! حالا تو فكرشو بكن يه جماعت 200-300 نفري از اون راه پله هاي پيچ وا پيچ بخوان بريزن پايين،‌چه وضعيتي ميشه......

از همه جالب تر هم عمو منصور‌ جون !!!!! ( اسم يكي از مديراي ارشد شركت) كه كت به دست جلو تر از بقيه.....

از يه طرف از اين حال و اوضا از خنده داشتم مي مردم از يه طرف هم لجم گرفته بود از اين همه فداكاري!!!!!

حالا جالب اينجاست كه توي كل اين همه جمعيت يه نفر پيدا نميشه كه كله مبارك رو كار بندازه و بگه : اقلا برين تو خيابون وايستين! توي حياط زير يه ساختمون 7 طبقه با نماي شيشه !!! اونهم از نوع دو جداره (‌به عبارتي به اندازه حجم شيشه يه ساختمان نما شيشه اي 14 طبقه معمولي) وايستادن به مراتب خيلي ايمن تره تا اينكه بخواهي پشت ميزت بموني و به كارهات برسي......

جماعت بزدل از زير كار در رو........................... از مديرش بگير تا آبدارچي.

جالبش اينجاست كه همه از دستت شاكي ميشن كه چرا شما نمي ترسين؟!!!!!

خلاصه كلي خنديديم با بچه هاي واحد خودمون! مثلا اينها قشر تحصيل كرده مملكتن!

بابا جون من،‌عزيز من ،‌آخه شما ها هنوز نفهميدين كه زلزله قابل پيش بيني نيست؟

بعدشم شما كه اينقدر ادعاي خدا و پيغمبرتون ميشه ،‌ بهش ايمان نياوردين كه مرگ و زندگيتون دست اونه؟ اگه عمرتون به دنيا نباشه ،‌ميشين عين اون دانشجوئه كه ديروز از ترس زلزله خودشو از طبقه 5 پرت كرده پايين.

اگر هم عمرتون به دنيا باشه ميشين عين اين خانمه

اون بيتي كه تو پست قبلي نوشتم ،‌ بهش ايمان دارم. وگرنه تا حالا خود من يكي بايد 400 بار مرده باشم تو جاده و كوه و بيابون....

بگذريم....

 تو همين گير و دار ديدم رضا تا كمرشو از پنجره كرده بيرون و رو به جماعت پاييني ميگه :

بابا بيايين تو! بيايين سر كار و زندگيتون. همين الان CNN   اعلام كرد كه زلزله لغو شد و نمياد......

جدي نمي دونم ؟ يا من زيادي كله خرابم و ماجرا جو و يا اين ملت زيادي جون دوستن و ترسو!!!!

آخه آدم حسابي ؟ گيريم از ساختمون در رفتي! فكر نمي كني كه صاف داري ميري بچسبي به يه بمب گردن كلفت؟ شايدم چندين بمب گردن كلفت؟؟؟

چيو ميگم؟ خب معلومه:

به لطف شهر نشيني تو كلان شهر تهرون، جلوي در هر خونه و مغازه اي يه چيز عمودي رفته هوا كه بهش ميگن: " علم انشعاب گاز" !!!! بغلشم يه جعبه هستش كه عين نارنجك عمل مي كنه ! بهش ميگن كنتور گاز.

چاشني اين بمب هم اسمش كنتور برقه! البته نوع ضعيفترش كه جرقه هاش كوچولو تره و ولتاژش پايين تره ،‌بهش ميگن جعبه تقسيم تلفن.....

اين تازه اون بمب انفجاريه است!!!!! كنار اين بمب هاي انفجاري ، به لطف كارخانجات سمبل كاري ( ببخشيد منظورم ساخت بود!!) اتو مبيل كه خيابانهاي تهران رو تبديل به يه پاركينگ گنده كردن ، تعداد بي شماري بمب هاي آتش زا وجود داره كه شماها به اسم اتومبيل ميشناسينشون......

تازه تمام اينها به جز آوار شونصد طبقه برج هايي است كه جناب آقاي  مهندس بساز و بندازيان و شركاء ! دو طرف يه كوچه 6 متري ساخته اند و به يك باد بند هستند و به يك نسيم پيوند!!!( ديروز تو سعادت آباد نماي سنگي سر در يكي از اين شاهكارهاي مهندسي ساز!!!! به همين عاقبت دچار شده بود!) و در صورت فرار از آوارسقف رو سر خودت توي خانه تون ، تازه گير اين آوار ها مي افتي. تازه به اين هم توجه فرماييد كه اقلا آوار خونه خود آدم از ارتفاع 2-3 متري مياد رو سر آدم !!نه مثل اين دومي كه از خدا متر ارتفاع رو سر بنده و شما نزول اجلال كنه!!!!

 با تمام اين تفاصيل فكر مي كنيد باز هم ميشه به همين راحتي از زلزله فرار كرد؟

بابا جون به جاي اين جيغ كشيدن ها و غش و ضعف كردنها ،‌ بهتره خونسرد باشين و يه مقدار واقع بين تر...............

.

.

.

.

خب فقط همين....

 راستي فقط جون هر كي دوست دارين ، اگه شما ها هم جزو دلاوران ميز گرد !!!!!! هستين ،‌فقط فحشمون ندين....................

 

/ 8 نظر / 13 بازدید
mosarvar

سلام وبلاگ خوبي داريد اگر مي خواهيد از طريق اينترنت کسب در آمد کنيد حتما حتما به اين وبلاگ سر بزنيد www.thebp.tk . شما مي توانيد با يک ربع وقت گذاشتن در روز , در ماه چيز حدود ۱۰۰ هزار تومان کاسبي کنيد! پس اين فرصت طلايي را از دست ندهيد چون شانس يک بار در وبلاگ شما رو زده

شاهین

علی به نظر من خيلی هم نميشه بهشون خرده گرفت/در واقع دارن يه عکسالعمل طبيعی غريزی از خودشون نشون می دن/اما چرا اينطوری چون هنوز آموزش نديدن و آگاه نشدن/درست مثل خوتکاهايی که اول فصل به پست آدم می خورن/هنوز صدای تير نشنيدن و وقتی ميشنون بعضياشون اونقدر هول می کنن که يه راست خودشونو پرت می کنن توی بغل آدم...

Mona

I have to say that I did like the content of this weblog. I would recommend you to put pictures of nature as you call yourself the "man of nature".Pictures of the mountains you climb, the jungles you go for hunting and so many other things. Good luck. Mona googoolie:P

mos

سلام.علی جان اين وبلاگ رو فکر کنم يه خورده با فاصله بيشتر به روز کنی بهتر باشه تا آدم بتونه رو نوشته هات تامل کنه و همشون رو سر صبر بخونه.در مورد زلزله که من انقدر خسته بودم که نفهميدم وقتيم که فميدم گفتم اگه۷ ريشترم بياد من ميگيرم می خوابم.آخه ميدونی اگه قرار بود زلزله خبر کنه که ديگ نمی شد زلزله می شد مانور.موفق باشی!

mohsen aghassi

علی جان. ما هر چی می کشيم از سادگی بعضی از مردم می کشيم. اينم يه جورشه ....!!!!

mos

راستی با این نوشته دو راهی خیلی حال کردم. فکر کنم بفهمم چی میگی.

مريم

منم موافقم، يه واکنش غريزيه به هرحال. من هميشه دعا می کنم تهران اگه زلزله اومد همون اول يه تيرآهن بخوره تو کله ام، عزاداری و گرد و غبار و هاپولی شدن کمکها رو نبينم! اما خب دروغ چرا، وقتی زلزله اومد عين بز ترسيدم!

mohammad

حتی فکر اينکه زلزله در تهران چه عواقبی می تواند داشته باشد را نمی توانم بکنم. فقط خداست که می تواند به مارحم کند./ اين وبلاگ زيبا را يکی از دوستان به من معرفی کرده ( شاهين) / به من هم سر بزنيد. اگر مايليد می توانيم به هم لينک بدهيم./شاد وسرافراز باشيد. / يا علی ...