روز خوب شکار...

دارم مينويسم! اونهم خيلي زياد! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

به زودي هم آپلودشون مي كنم.

 

 

فقط مسئله زمانه كه عين برق ميگذره ! اصلا نمي تونم بفهمم چه جوري؟ اما ميگذره.

به هرحال براي شروع مجدد، الان اين چند خط رو مينويسم و با اين چند عكس ميزارمش اينجاو تقديمش ميكنم به اوني كه يكي از بهترين خاطرات شكارم تا به امروز رو برام رقم زد.

 

 

اونايي كه شكارچي هستن ميدونن كه وقتي تو بيايي و شكارگاهت رو براحتي براي كسي رو كني يعني چي! مهم تر اينكه طرف رو ورداري و ببريش توي اون شكارگاه. و تمام سوراخ سمبه ها رو نشونش بدي! سنگ به سنگ ، چشمه به چشمه ، بوته به بوته بهش نشون بدي و توضيح بدي كه اينجا چي ميخوابه؟ اينجا فلان ساعت اين حيوون مياد. اگه تير بندازي، ميره تو اون دره فرعي تو سايه اون سنگ!!!و.....

 

 

اونايي كه شكارچي نيستن هيچ وقت نمي تونن بفهمن كه اينكار چه معني داره. اما بزارين يه جور ديگه بگم:

اينكار دقيقا عين اين ميمونه كه يكي رو ببري به خونه ات و بفرما بزني بهش در رابطه با خونه و هر اونچه كه توش اسباب و اثاث هست!!!!! و بدوني كه طرف هم دست رد به سينه ات نميزنه و ممكنه بياد تو خونه ات ساكن شه و اسباب و اثاثيه رو هم صاحب شه........

يا يه چيزي تو اين مايه ها.

 

 

و اما علي عزيز من چه سخاوتمندانه اين كار رو كرد!‌كاري كه خود من شايد به اين راحتي ها نمي كردم.

 

 

ميدونم كه اينجا رو مي خونه . علي جونم ازت ممنونم به خاطر همه چي ! چيزايي كه خودت هم مي دوني.

اما شما اگه ميخواين ماجراي ديروز رو بدونيد، اينجا رو بخونيد كه خود علي به زيبا ترين وجهي توصيفش كرده.

 

اين جوون كه وقتي اولين بار از طريق دركوه باهاش آشنا شدم، براش كامنت گذاشتم كه با اين نوشته هاي زيبات من رو بعد از سالها بردي به بيابون و شكار....

اين بار در واقعيت و بعد از حدود 6 سال كه تفنگ به دست نگرفته بودم، من رو برد به شكار. اونهم در دره رويايي تنهايي هايش ......

 

 

ازم نپرسين كجاست!؟

 چون من مثل علي اونقدر سخاوتمند نيستم كه به اين راحتي خونه اي رو كه تا ديروز فقط مال علي بود و از ديروز تا حالا من هم توش ساكن شدم لو بدم !!!!!!

به هرحال صاحب خونه كس ديگريست!

.

.

.

خوب فعلا فقط همين......

 

/ 30 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
laaya

آقای شاهين که کامنتشو جمع کرده.چون تو قسمت شما باز بود اينجا برای گروهتون کامنت ميزارم.خوش به حالتون.خوش به حالتون.خوش به حالتون.البته منهای شکار چون من ذاتا از کشتن متنفرم.خصوصا حيوانات.حالا چه با مجوز چه بی مجوز!چه تفريحی چه جهت ارتزاق و کسب روزی.ضمنا يک چيز ديگه.اونم اينکه دست آقا مصطفی درد نکنه عکسايی که می گيره واقعا عاليه.از زاويه های ديد خيلی قشنگی استفاده می کنه.توصيه ميکنم ازش تقدير و تشکر بجا بيارين آخه زيبايی اين عکسها به لطف و جذابيت نوشته هاتون اضافه می کنه.پاينده باشيد.

mohsen aghassi

من که نتونستم درست و حسابی عکساتو ببينم . اما شکار گاه قشنگيه و فکر کنم می تونم حدودی حدس بزنم کجاست..!!!

سعید

وااای اين آهنگ معرکست.معرکه.متاسفانه عکسهارو نتونستم ببينم. اينSharemation زیاد قاطی می کنه.من زیاد شکار رو دوست ندارم یعنی تا به حال تجربش نکرم. با اینکه بی رحمیه اما باید لذت بخش باشه. این طور دوسته ها از جواهر با ارزش ترند. در اولین فرصت با اجازتون لینکت رو میزارم تو وبلاگ.تا بعد.یا علی

وحید اشرفی

سلام . از آشنايی با شما خوشوقتم . عکس ها ديده نميشه ! لينک شما را در سايت گذاشتم - اميدوارم اشکالی نداشته باشد . موفق باشيد .

bahram sport fisher man

شاهين جون پپسی رو باز کن چون به حقه.:ي.عمو علی ببخشيدا شاهين کامنتشو بيته ديگه شرمنده شما ميشيم.:ي.

تيرانداز

فقط خواستم سلامی عرض کنم

شاهین

می گن بهرام جون حالا که قرار به باز کردن شد پپسی که جای خودشو داره واسه اين عموعلی گل بايد شامپاين باز کنيم؛)

Fera

عمو علی٬ چطوری عزيز؟ هم اومدم به شما سر بزنم هم به همه کسانی که کامنتشون رو بستن سلام کنم!!! شهرت جهانی داری ديگه!!!

كاليگولا

عموعلی من عاشق بابام هستم و طاقت يه لحظه ناراحتی‌اش را ندارم و شده هرچند اشتباه به خاطر دل هردوشون کارهايی بکنم که خودم دوس نداشتم ... من فقط منظورم اين بود که مثل خودش بهش بگم دوسش دارم زياد زياد زياد...

نازخاتون

سلام جوون.تا شکار بعدی قرار نيست به روز بشه؟چيزی را که برای خودت میپسندی،برای ديگران ....نه چيزی را که برای ديگران نمی پسندی برای خودت هم نپسند.چشمک!به روز شود لطفا:)