اميد

با این شعر سهراب خیلی حال می کنم:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پشت دریاها شهریست......

قایقی باید ساخت......

 

دوم اینکه همیشه ، عاشق طلوع و غروب آفتاب بودم و هستم! بخصوص اگر روی دریا باشه که دیگه محشره....

خب فقط همین

البته فعلا.....

/ 13 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Hossein

I am impressed! Congratulations on a job well done, I am looking forward to your next update...

Mos

سلام علی آقای گل.آقا من تعريف شما رو خيلی از علی(شاهین) شنيدم.بلاگت هم خيلی جالبه.اين داستان طبيعت مرد رو که نوشتی فهميدم تازه در اول راهم.بابت لينکا هم دستت درد نکنه.من دلم نمياد نتيجه زحمت هات رو يه دفعه بالا بکشم:-) ایشالا خودت بذار ما به شما لینک میدیم.پاینده باشی!

مريم

پشت درياها شهری است که در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است... وبلاگتون مبارک باشه البته می دونم يه کم دير دارم تبريک می گم! اما واقعا دست مريزاد، طرح و موسيقی و بيشتر از همه، نوشته هاتون همون حال و هوای پشت درياها رو داره. ای والله.

محسن

سلام علی آقا. دورا دور شما رو ميشناسم. من هم از بچه های کلونی هستم و درباره شما از علی زياد شنيدم. اميدوارم هميشه خنده رو و شاداب باشين. يا حق

Hooman

ما هم حال کرديم .. دمت گرم ..

Rose

با اون قايق ميشه تو مه هم رفت؟ زندگيم زيباست ...

bahram sport fisher man

سلام.وبلاگت رو خوندم.جالب بود.از انجايی که يه وبلاگ ديگه به طبيعت اظافه شده هم خيلی خوشحالم.موفق باشی .

sara

dar dele man chezy hast ,mesle yek besheye noor,mesle khabe dame sob va chenan be tabam,ke delam mekhahad bedavam ta tahe dasht,beravam ta sare koh.dorha avaee ast,ke mara mekhanad. kamrava basheed

raha

سلام از همون نوشته ی اولت تقريبا با وبت آشنا شدم کوهنورد ،عليرضا ،شکارچی نمی دونم.....اما اگر نظر منو بخوای کوهنورد قشنگ ترين لقبی است که يک آدم می تونه با خودش حمل کنه،نمی دونم لقب کوهنورد يه حس امنيت آرامش و هر چيز خوبی که يه انسان می تونه کسبش کنه رو توی خودش داره ،از آشنايی با اينجا خوشحالم معمولا هم بهت سر می زنم ممکنه نتونم کامنت بزارم اما منتظر نوشته های جذاب و پر از تجربه ات هستم کوهنورد هميشه هم شاد باشی....موزيک وبتم که فوق العاده است ،رنگ اينجا هم که همرنگ روح يک کوهنورده ...غروب خورشيدم عاليه هميشه ،يک روزچهل و سه بار غروب آفتاب رو تماشا کردم!!وکمی بعد ...: خودت می دانی ...وقتی آدم خيلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب چه لذتی می برد.ــــ پس خدا می داند آن روز چهل و سه غروبه چه قدر دلت گرفته بود.شازده کوچولو ديگر هيچ جوابی نداد...